نیستان
نشنو از نی,نی حصیر بوریاست بشنو ازدل دل حریم کبریاست
Was intercepted again Fatemiyeh And we Alfatmyvn sang that Are you ready to answer دباره از ره آمد فاطمیه ومارا فرا میخواند ...این الفاطمیون آیا برای جواب دادن حاضریم؟ Holy Mother of God before the grant ahead of good manners خدایا ادب حضور در محضر حضرت مادر را عطا بفرما Amine or paste Alfatmh آمین یا رب الفاطمه خدایا ...خداوندا! آن نیستم که باید آنم کن..... گفتی خواستم راه بیافتی تا کارت به اینجا بکشد و بعد بگویم اگر نفسی برایت مانده برگرد سررا پایین انداختم تا بگویم برای بودن نفس میخواهم و برای فکر برگشتن یک مراقب که راه را برایم تثبیت کند و دیگر یادم برود خدای نکرده ....... وحالا شبیه یک برگم تازه جوانه زده مواظب باش کودکانه ها حیاتم را به بازی نگیرند مواظبم باش آی مراقب آی آی آی............................................ . . . آیین آینه ، خود را ندیدن است ........................بعد چشمانش را بست و گفت: خامیم و درد ما از کال چیدن است واین صدای نگاه آب گونه تو بود که بر چشمان غبار گرفته ام دوختی وگفتی برای یک بار هم که شده تشنه باش ومن به یک باره از تشنه گی نفسم به سکوت نشست وبه خاک دلم سپردی که خود را به نماز آسمان برساند و............................رفتی و دیدم..........................آمدم شمع ایستاده میسوزد نماز را هم ایستاده باید خواند ...................................................... کی میشود چنان شوم؟.......؟.........؟ شرح دعاي عرفه، خون دلِ خونِ خداست فلسفه ي وجودي اش، غم تمام انبياست بر دل حكومت مي كند هر جمله اش داني چرا؟ چون عرفه ورودِ به، محرم و كربلاست عمروم قوتولسادا عشق حسین قورتولان دییر قبریمدده او شاهه گرک ساخلیام عزا کجایی ماه حسین (ع ) بیا وباز مارا به عطش کربلا برسان چقدر دلم برای خشکیه لبهای روضه تنگ شده بیا وببر تا یه دل سیردر قتلگاه به تماشای شهادت بنشینیم که چشمانمان دارند در قصور خود جان میدهند بیا ناجی نگاههای درآب مانده... ای کشتگان عشق برایم دعا کنید یعنی نمیشود که مرا هم صدا کنید؟ امروز گفتی بیا .... یعنی آوردی ونعمت حیات شد هدیه تولدم وتو اولین کسی بودی که تبریک گفتی با خورشید - آسمان-ستاره ها-زمین-خاک-آب-کوه و.....پدر مادرو..... ممنون که برایم چنین جشن تولدی گرفتی فبای الا ربکما تکذبان هدیه ام سی ساله شد آی بنده گان شبیه اش..... برای ماهم دعای معراج بخوانید بگو.... آن را که تو دیدی و حالا مرا به خاطرش سزاوار میدانی بگو بنده از بند رسته خدا ... شما قریبان رب چون رب ومولایتان عجب صبری دارید میبینی ومی سوزی و سرخ میشوی داغ داغ اما ....... .... ..... ........................... همچنان میخندی ! تو میگویی من نمی شنوم.... خداااااااااااااااااااااااااااااا
نفس ......یکبار دیگه بگذار استشمام کنم قول میدهم عطرش راخوب در جانم نگه دارم قول میدهم مدام نگاهش کنم قول میدهم کنارش آب نخورم قول میدهم مثل شمع بسوزم وبه پایش فرو ریزم قول میدهم ذکر هایم را به دستش بسپارم بگذار فقط یکبار فقط یکبار...... سكوت نكنم چه كنم؟ آب ميل سيراب كردن ندارد چگونه ديگر بگويم باز تشنه ام ؟ سكوت ميكنم تا حرفهايم جان بگيرند وآب به تنگ آيد و باز جرعه جرعه شود سكوت ميكنم هنوز هم یادم هست شبها دستانم را میگرفتی و می گفتی بگو الله محمد غلی فاطمه حسن حسین ومرا با نور این پنچ تن بزرگ کردی چراغی که همیشه روشنگر راه زندگی ام شد تبریک میگویم بر تو که حب اهل فاطمه را بر دلم نشاندی و با زلالی نفست قدم به قدم بزرگم کردی ممنونم که نگذاشتی دلم غریب بماند ومرا به خانه زهرا به کنیزی بردی و امروز پاهایت را میبوسم که هنوز هم وجودت وحضورت مرا به سوی حق میخواند..... گل خوش عطر وبویم دوستت دارم که بوی رب میدهی مادر مادر مادر مادر مادر امروز نام بلندش در بام دنیا به اذان رسید و آمد تا همه بدانند که بودن وهست شدن به کدام معنا! امروز انسان مات عظمت خویش است و نگاه میکند که کجاست وچه باید کند؟ امروز تولد نور است که چشمها راه را روشن ببینند و گامها به راه و جاده بندگی قدم نهد و بخواند یا نور ویا قدوس یا نور ویا قدوس یا نور ویا قدوس . . . . امروز صدای خدا با صدای آن نور در هم پیچید و بر آسمان وزمین دنیا نور بارید آی اهل عالم بیایید ودر زیر باران نورش جان بگیرید که زهرا تابید... کنار توام من در زمین داغ وتو در ..... وقتی نگاه میکنی میشود همان «اذا وقعه الواقعه.....» که سفارش کردی و با اشکهایت تمامش را شستی ومن هنوز کورم برای دیدنش اما عطرش دلم را آشوب کرده ...... باز گو از آیه آیه هایی که هنوز دردش دارد چشمانت را سرخ میکند وهوای بودنت را داغ .... بگو عزیز خدا آرام در آن سحرهای بیشکیب که جز نماز ندارم ونیازی که درکش نمیکنم بگو عزیز خدا ..... از قیامتی که قامتت را بیقرار کرده واینبار میروم تا بدانی چقدر بودنت حیاتی است میروم تا نگاه به خون نشسته ات باز هم پلکی بزند وببینم ....نگاه سوزناکی که مرا تا عمق اشهدان لا اله الا الله میبرد . من رفتم چشمانت را باز کن گل لاله من شهید من چشمت را باز کن من رفتم.......
برچسبها: مراقب, کودکانه ها
Design By : Night Melody

